همسفر آمدم
همسفر
آمدم
نه از راه دوری...از همین گوشه
کمی گردش با خود بودم...جایتان بس خالی
با ستاره ها نواختم
در گوشه ای با گل سرخ حرف زدم
ترانه جاودانگی قناری را شنیدم
به مادری، تولد نوازدش را تبریک گفتم
با روزهای هفته بازی کردم
با کودکی مداد در دست گرفتم و بعد از مدت ها نقشی بر کاغذ کشیدم
خدا را در همین حوالی رصد کردم
در این مدت که نبودم
ماهی را به ماه دیگر عوض کردم
خلاصه کار زیاد بود
ولی عجب دل تنگ بودم...دل تنگ نوشتن...بغض هایم را می بلعیدم تا اشک هایم نخشکند
و حالا
سلام
دل نوشت : شعار من+تو=ما تغییر کرده...حرف دلی های عزیز از امروز شعارمون اینه :
با محبت باشید الهی