من کویر...تو بارون
من یه کویر
تو بارون
نیگاه کن از این همه گناه دلم ترک خورده
بارون من ببار
بازم رسید وقت نیاز
بازم رسید بگم بابا
بازم رسید وقت دعا
بگم خدا، خدا خدا
شب های قدر بارون میاد
از آسمون دستی میاد روی سرمون
میگه بگو راز دلتو
بلکه بشه زود مستجاب
......
سلام مهربان خداوندا
روزهای میهمانی گذشتند یک به یک
و حال به اوج میزبانی تو رسیده ایم
اولین شب قدر رسید...اولین شبی که شاید شب قدری باشد که قرآن نازل شد...نمی دانیم...
حکمت گمنامی شب قدر چیست؟
انگار بهترین ها را در زمانه محو می کنی ؟آری؟
زهرای مرضیه (س) گمنام...یوسف زهرا(عج) در غیبت...شب قدر نامعلوم...
خداوندا
آمدم شکر تو را به جای آورم
از این که سالی که گذشت را به ما بخشیدی...تک تک ثانیه هایش را مدیون تقدیر توییم....
از این که هستی همیشه در کنارمون
اما
گله ای در پس این ذهن دارم
نیامدن مهدی (عج) در این روزها که بر ما گذشت...البته می دانم که بی حکمت نیست کارهایت...
شاید که نه از خود خبر دارم که هنوز تشنه وجودش نیستیم...هنوز آب حیاتمان نیست....هنوز بی لیاقتیم...
.
.
اللهم عجل لولیک الفرج
.
.
خدایا شب های قدر ، ما را بی لیاقت درگاهت مکن...بگذار به دعا هم شده صدایت کنم
در جوشن کبیر فریادت زنم...به قطره اشکی هم شده صدایت کنم...به خواندن آیه ای از قرآن هم شده تو را بخوانم...به عطر گل یاسی هم شده تو را ببویم ... به نیازی هم شده دستانم را به سویت گیرم
اگر یک سال صدایت نمی کنیم بگذار سه شب را در تاریکی شب ، میون ستاره هایی که خوب خوبای تو هستند ، صدات کنم...
فقط می خوام صدات کنم...
خدایا التماس دعای فراوان