اولین بار سفر...کنار نهادن من
کم کم دارم آماده سفر می شوم...
اولین وسیله را در ساکم قرار می دهم...
وسیله سعادت...چیزی که بین راه خیلی محتاجش می شوم...
اولین وسیله برای خوشبختی...من من ،تو تو ،نکردن در زندگی...
چقدر با همین وسیله ساکم سنگین شد...
آری بعد از یک روز تفکر اولین توشه راه را یافتم که منیّت را کنار بگذارم تا به وجودیت الهی برسم...
آه که چقدر سخت است یک مسیر طولانی بدون من گفتن...آه که چقدر سخت است من را در وجود کشتن...چقدر به این منِ کوچک که در درونم بزرگ شده عادت کرده ام!!!
آه که چقدر این من برایم دردسر ساز بوده و هست...چقدر گناه است پشت این همه من...از ریا کردن ..غرور...تکبر...خودبینی و خودپرستی...تنها شدن...
و حال که خوب فکر می کنم می بینم که این من ِدرون چقدر باهام رفیق شده...یه جورایی شده دوست چندین و چند ساله...چقدر سخت است دست کشیدن از او ولی ...
او را باید رها کنم...آخر که نمی شود در جواب به سوال خدا بگویی....رفیق بد گمراهم کرد....
باید واو فاصله را بردارم تا به آسمان امن الهی برسم....خ و د تا خ د ا...
مسیر فقط عبور از دال دروازه های منیّت است...مسیر عشق و عبودیت او فقط با شکستن دروازه من محقق می شود...باید چون علی(ع) بود...از جا کندن در خیبر سخت است ولی او نشان داد می شود...
از همین امروز تا وقتی که بتوانم این رفیق ناباب را ترک کنم روی تخته وایتبرد خانه می نویسم :
گاه کشتن فعل بدی نیست...باید خود را در درون به دار زنم تا از حصار حلقه واو خود به راست قامتی و سربلندی الف خدا رسم...
پس بلند باید بگوییم : یا علی(ع)
حرف آخر...
اگر خود را در حصار من گیر بیاندازیم روزی می رسد که انسانیت را از یاد خواهیم برد...برتری های خود را قابل بدان اما آن را سدی مکن برای پیشرفت و رسیدن به اهداف الهیت
این را هم باید بدانیم هر انسانی برای خودش من ِقابل ستایشی دارد که اجازه نمی دهد به این من ِ وجود تعرض یا تجاوزی شود...
فکر کنید اگر دنیا پر شود از این من ها هیچ گاه ، هیچ کاری به نحو احسن پیش نمی رود...این فقط از نظر دنیوی بود و باید دنیای دیگر را نیز در نظر آورد.
در هر سنی و در هر جایگاهی می توان خود را ساخت ولی به قول قدیمی ها اگر از چهل چهلیت بگذره دیگر به آسانی نمی توانی خود را تغییر دهی و حتی حد انتقادپذیری به شدت پایین می آید.
چه خوب است از همین حالا دست به کار شویم...
شما می توانی یک لیست کامل از همه من هایی که به کار می بری بنویسی و شاید یک برگه هم برایش کم باشد...سعی کنیم ترکشان کنیم
یکی از راه هایش ندیدن خوبی هاییست که به دیگران می کنیم و در کنارش دیدن و تقدیر خوبی های دیگران است
گاه باید غرور درونت را بشکنی و محکم در مقابلش بایستی وگرنه منیّت درون تو را هم چون درختی تنها می کند در هنگامه غروب
موفق باشید
شعار من+تو= ما
خوشبخت باشید الهی