• وبلاگ : ღ♥ღحرف دلღ♥ღ
  • يادداشت : من کوير...تو بارون
  • نظرات : 0 خصوصي ، 4 عمومي

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     

    اي کاش من لبخند بودم بر روي لبهاي کويري
    اي کاش غم را مي زدودم از چشم نمناک اسيري
    اي کاش من پرواز بودم پرواز تا اوج رسيدن
    پرواز تا اعماق رويا نبض شقايق را شنيدن
    اي کاش من يک ياس بودم تا بيکران مي رسيدم
    دست پر از احساس خود را بر قلب باران ميکشيدم
    اي کاش من يک قلب بودم شب تا سحرگاه مي تپيدم
    آن قدر مي رفتم فراتر تا آه شب را مي شنيدم

    اي کاش با شعر رهايي در قلب ها غوغا نماييم
    و با ورود حضرت عشق اين کلبه را دريا نماييم

    سلام شعر زيباي کوير .. بارونت رو خوندم خيلي قشنگ بود منتظر حرفاي بعديت ميمونم. التماس دعا

    پاسخ

    ممنون گندم خانوم از حضورتون...

    اي نازنين نگارا تغيير ده قضا را // گر تو نمي‏پسندي تقدير كن نگاهي

    خدايا در اين شبهاي قدر قدم هايي را که برايم بر مي داري بر من آشکار کن تا در هايي را که به سويم ميگشايي ندانسته نبندم و در هايي را که به رويم ميبندي به اصرار گشايم . . .

    تقديرتان روشن ، چشمانتان بصير ، گامهايتان استوار

    ميقاتگاهتان را دعاگو باشيد ، که وعده ي بحق متقين است

    " سوگ و سرور" هديه اي کوچک از ميقات ، تقديم به آنانکه عاشقانه نواختن را برگزيده اند

    التماس دعاي دوچندان

    يا علي


    فقط و فقط

    داد بزنم..خدااااااااااااااااااااااااااا

    شايد آروم بگيرم..........

    التماس دعا